برای مشاهده چت باکس باید حداقل 30 پست داشته باشید.
لطفا فعالیت خود را در تالار افزایش دهید تا چت باکس برای شما فعال شود!
مهم مهم مهم
جایزه.......جایزه.....(ویژه کاربر فعال)

گوشواره ماه تولد شما گردنبند ماه تولد شما
صفحه 1 از 9 123 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 81






  1. #1
    کاربر پروپاقرص
      یاس آواتار ها  

    تاریخ عضویت
    «خرداد ۸۹»
    محل سکونت
    تهـــــــران
    کدوم فال؟
    فال حافظ
    نوشته ها
    6,349
    تشکر
    3,369
    تشکر شده
    8,975 بار در 2,222 ارسال
    Mention شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 80 تاپیک
    امتیاز این ماه
    0

    دیوان اشعار استاد سید محمد حسین تبریزی ملقب به" شهـــــریار"



    سید محمدحسین بهجت تبریزی متخلص به شهریار، شاعر پارسی‌گوی آذری‌زبان، در سال ۱۲۸۵ هجری شمسی در روستای خشکناب در بخش قره‌چمن آذربایجان متولد شد. او تحصیلات خود را در مدرسهٔ متحده و فیوضات و متوسطهٔ تبریز و دارالفنون تهران گذراند و وارد دانشکدهٔ طب شد. سرگذشت عشق آتشین و ناکام او که به ترک تحصیل وی از رشتهٔ پزشکی در سال آخر منجر شد، مسیر زندگی او را عوض کرد و تحولات درونی او را به اوج معنوی ویژه‌ای کشانید و به اشعارش شور و حالی دیگر بخشید. وی سرانجام پس از هشتاد و سه سال زندگی شاعرانهٔ پربار در ۲۷ شهریور ماه ۱۳۶۷ هجری شمسی درگذشت و بنا به وصیت خود در مقبرة الشعرای تبریز به خاک سپرده شد.

    برای دستیابی کامل به اشعار این استاد گرانقدر بر روی لینک زیر کلیک بفرمایید.

    http://ganjoor.net/shahriar/

    در پستهای آتی گزیده ای از غزلیات ایشان ذکر خواهد شد...



    همیشه اینجوری نیست که از محبت خارها گل میشوند

    گاهی از محبت خــارها ، هـــــــــار میشوند!




  2. #2
    کاربر پروپاقرص
      یاس آواتار ها  

    تاریخ عضویت
    «خرداد ۸۹»
    محل سکونت
    تهـــــــران
    کدوم فال؟
    فال حافظ
    نوشته ها
    6,349
    تشکر
    3,369
    تشکر شده
    8,975 بار در 2,222 ارسال
    Mention شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 80 تاپیک
    امتیاز این ماه
    0

    Re: دیوان اشعار استاد سید محمد حسین تبریزی ملقب به" شهـــــر

    در مکتب حافظ


    گذار آرد مه من گاهگاه از اشتباه اینجا

    فدای اشتباهی کآرد او را گاهگاه اینجا

    مگر ره گم کند کو را گذار افتد به ما یارب

    فراوان کن گذار آن مه گم کرده راه اینجا

    کله جا ماندش این جا و نیامد دیگرش از پی

    نیاید فی المثل آری گرش افتد کلاه اینجا

    نگویم جمله با من باش و ترک کامکاران کن

    چو هم شاهی و هم درویش گاه آنجاو گاه اینجا

    هوای ماه خرگاهی مکن ای کلبه درویش

    نگنجد موکب کیوان شکوه پادشاه اینجا

    توئی آن نوسفر سالک که هر شب شاهد توفیق

    چراغت پیش پا دارد که راه اینجا و چاه اینجا

    بیا کز دادخواهی آن دل نازک نرنجانم

    کدورت را فرامش کرده با آئینه آه اینجا

    سفر مپسند هرگز شهریار از مکتب حافظ

    که سیر معنوی اینجا و کنج خانقاه اینجا



    همیشه اینجوری نیست که از محبت خارها گل میشوند

    گاهی از محبت خــارها ، هـــــــــار میشوند!




  3. #3
    کاربر پروپاقرص
      یاس آواتار ها  

    تاریخ عضویت
    «خرداد ۸۹»
    محل سکونت
    تهـــــــران
    کدوم فال؟
    فال حافظ
    نوشته ها
    6,349
    تشکر
    3,369
    تشکر شده
    8,975 بار در 2,222 ارسال
    Mention شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 80 تاپیک
    امتیاز این ماه
    0

    Re: دیوان اشعار استاد سید محمد حسین تبریزی ملقب به" شهـــــر

    علی


    علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را

    که به ماسوا فکندی همه سایه هما را

    دل اگر خداشناسی همه در رخ علی بین

    به علی شناختم من به خدا قسم خدا را

    به خدا که در دو عالم اثر از فنا نماند

    چو علی گرفته باشد سر چشمه بقا را

    مگر ای سحاب رحمت تو بباری ارنه دوزخ

    به شرار قهر سوزد همه جان ماسوا را

    برو ای گدای مسکین در خانه علی زن

    که نگین پادشاهی دهد از کرم گدا را

    بجز از علی که گوید به پسر که قاتل من

    چو اسیر تست اکنون به اسیر کن مدارا

    بجز از علی که آرد پسری ابوالعجائب

    که علم کند به عالم شهدای کربلا را

    چو به دوست عهد بندد ز میان پاکبازان

    چو علی که میتواند که بسر برد وفا را

    نه خدا توانمش خواند نه بشر توانمش گفت

    متحیرم چه نامم شه ملک لافتی را

    بدو چشم خون فشانم هله ای نسیم رحمت

    که ز کوی او غباری به من آر توتیا را

    به امید آن که شاید برسد به خاک پایت

    چه پیامها سپردم همه سوز دل صبا را

    چو تویی قضای گردان به دعای مستمندان

    که ز جان ما بگردان ره آفت قضا را

    چه زنم چونای هردم ز نوای شوق او دم

    که لسان غیب خوشتر بنوازد این نوا را

    «همه شب در این امیدم که نسیم صبحگاهی

    به پیام آشنائی بنوازد آشنا را»

    ز نوای مرغ یا حق بشنو که در دل شب

    غم دل به دوست گفتن چه خوشست شهریارا



    همیشه اینجوری نیست که از محبت خارها گل میشوند

    گاهی از محبت خــارها ، هـــــــــار میشوند!




  4. #4
    کاربر پروپاقرص
      یاس آواتار ها  

    تاریخ عضویت
    «خرداد ۸۹»
    محل سکونت
    تهـــــــران
    کدوم فال؟
    فال حافظ
    نوشته ها
    6,349
    تشکر
    3,369
    تشکر شده
    8,975 بار در 2,222 ارسال
    Mention شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 80 تاپیک
    امتیاز این ماه
    0

    Re: دیوان اشعار استاد سید محمد حسین تبریزی ملقب به" شهـــــر

    غزاله صبا

    به چشمک اینهمه مژگان به هم مزن یارا

    که این دو فتنه بهم می زنند دنیا را

    چه شعبده است که در چشمکان آبی تو

    نهفته اند شب ماهتاب دریا را

    تو خود به جامه خوابی و ساقیان صبوح

    به یاد چشم تو گیرند جام صهبا را

    کمند زلف به دوش افکن و به صحرا زن

    که چشم مانده به ره آهوان صحرا را

    به شهر ما چه غزالان که باده پیمایند

    چه جای عشوه غزالان بادپیما را

    فریب عشق به دعوی اشگ و آه مخور

    که درد و داغ بود عاشقان شیدا را

    هنوز زین همه نقاش ماه و اختر نیست

    شبیه سازتر از اشگ من ثریا را

    اشاره غزل خواجه با غزاله تست

    صبا به لطف بگو آن غزال رعنا را

    به یار ما نتوان یافت شهریارا عیب

    جز این قدر که فراموش می کند ما را



    همیشه اینجوری نیست که از محبت خارها گل میشوند

    گاهی از محبت خــارها ، هـــــــــار میشوند!




  5. #5
    کاربر پروپاقرص
      یاس آواتار ها  

    تاریخ عضویت
    «خرداد ۸۹»
    محل سکونت
    تهـــــــران
    کدوم فال؟
    فال حافظ
    نوشته ها
    6,349
    تشکر
    3,369
    تشکر شده
    8,975 بار در 2,222 ارسال
    Mention شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 80 تاپیک
    امتیاز این ماه
    0

    Re: دیوان اشعار استاد سید محمد حسین تبریزی ملقب به" شهـــــر

    هفتاد سالگی

    سنین عمر به هفتاد میرسد ما را

    خدای من که به فریاد میرسد ما را

    گرفتم آنکه جهانی به یاد ما بودند

    دگر چه فایده از یاد میرسد ما را

    حدیث قصه سهراب و نوشداروی او

    فسانه نیست کز اجداد میرسد ما را

    اگر که دجله پر از قایق نجات شود

    پس از خرابی بغداد میرسد ما را

    به چاه گور دگر منعکس شود فریاد

    چه جای داد که بیداد میرسد ما را

    تو شهریار علی گو که در کشاکش حشر

    علی و آل به امداد میرسد ما را



    همیشه اینجوری نیست که از محبت خارها گل میشوند

    گاهی از محبت خــارها ، هـــــــــار میشوند!




  6. #6
    کاربر پروپاقرص
      یاس آواتار ها  

    تاریخ عضویت
    «خرداد ۸۹»
    محل سکونت
    تهـــــــران
    کدوم فال؟
    فال حافظ
    نوشته ها
    6,349
    تشکر
    3,369
    تشکر شده
    8,975 بار در 2,222 ارسال
    Mention شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 80 تاپیک
    امتیاز این ماه
    0

    Re: دیوان اشعار استاد سید محمد حسین تبریزی ملقب به" شهـــــر

    ارباب زمستان

    زمستان پوستین افزود بر تن کدخدایان را

    ولیکن پوست خواهد کند ما یک لا قبایان را

    ره ماتم سرای ما ندانم از که می پرسد

    زمستانی که نشناسد در دولت سرایان را

    به دوش از برف بالاپوش خز ارباب می آید

    که لرزاند تن عریان بی برگ و نوایان را

    به کاخ ظلم باران هم که آید سر فرود آرد

    ولیکن خانه بر سر کوفتن داند گدایان را

    طبیب بی مروت کی به بالین فقیر آید

    که کس در بند درمان نیست درد بی دوایان را

    به تلخی جان سپردن در صفای اشک خود بهتر

    که حاجت بردن ای آزاده مرد این بی صفایان را

    به هر کس مشکلی بردیم و از کس مشکلی نگشود

    کجا بستند یا رب دست آن مشکل گشایان را

    نقاب آشنا بستند کز بیگانگان رستیم

    چو بازی ختم شد بیگانه دیدیم آشنایان را

    به هر فرمان آتش عالمی در خاک و خون غلطید

    خدا ویران گذارد کاخ این فرمانروایان را

    به کام محتکر روزی مردم دیدم وگفتم

    که روزی سفره خواهدشد شکم این اژدهایان را

    به عزت چون نبخشیدی به ذلت می ستانندت

    چرا عاقل نیندیشد هم از آغاز پایان را

    حریفی با تمسخر گفت زاری شهریارا بس

    که میگیرند در شهر و دیار ما گدایان را



    همیشه اینجوری نیست که از محبت خارها گل میشوند

    گاهی از محبت خــارها ، هـــــــــار میشوند!




  7. #7
    کاربر پروپاقرص
      یاس آواتار ها  

    تاریخ عضویت
    «خرداد ۸۹»
    محل سکونت
    تهـــــــران
    کدوم فال؟
    فال حافظ
    نوشته ها
    6,349
    تشکر
    3,369
    تشکر شده
    8,975 بار در 2,222 ارسال
    Mention شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 80 تاپیک
    امتیاز این ماه
    0

    Re: دیوان اشعار استاد سید محمد حسین تبریزی ملقب به" شهـــــر

    داغ لاله


    بیداد رفت لاله بر باد رفته را

    یا رب خزان چه بود بهار شکفته را

    هر لاله ای که از دل این خاکدان دمید

    نو کرد داغ ماتم یاران رفته را

    جز در صفای اشک دلم وا نمی شود

    باران به دامن است هوای گرفته را

    وای ای مه دو هفته چه جای محاق بود

    آخر محاق نیست که ماه دو هفته را

    برخیز لاله بند گلوبند خود بتاب

    آورده ام به دیده گهرهای سفته را

    ای کاش ناله های چو من بلبلی حزین

    بیدار کردی آن گل در خاک خفته را

    گر سوزد استخوان جوانان شگفت نیست

    تب موم سازد آهن و پولاد تفته را

    یارب چها به سینه این خاکدان در است

    کس نیست واقف اینهمه راز نهفته را

    راه عدم نرفت کس از رهروان خاک

    چون رفت خواهی اینهمه راه نرفته را

    لب دوخت هر کرا که بدو راز گفت دهر

    تا باز نشنود ز کس این راز گفته را

    لعلی نسفت کلک در افشان شهریار

    در رشته چون کشم در و لعل نسفته را



    همیشه اینجوری نیست که از محبت خارها گل میشوند

    گاهی از محبت خــارها ، هـــــــــار میشوند!




  8. #8
    کاربر پروپاقرص
      یاس آواتار ها  

    تاریخ عضویت
    «خرداد ۸۹»
    محل سکونت
    تهـــــــران
    کدوم فال؟
    فال حافظ
    نوشته ها
    6,349
    تشکر
    3,369
    تشکر شده
    8,975 بار در 2,222 ارسال
    Mention شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 80 تاپیک
    امتیاز این ماه
    0

    Re: دیوان اشعار استاد سید محمد حسین تبریزی ملقب به" شهـــــر

    طور تجلی

    شب به هم درشکند زلف چلیپائی را

    صبحدم سردهد انفاس مسیحائی را

    گر از آن طور تجلی به چراغی برسی

    موسی دل طلب و سینه سینائی را

    گر به آئینه سیماب سحر رشک بری

    اشک سیمین طلبی آینه سیمائی را

    رنگ رؤیا زده ام بر افق دیده و دل

    تا تماشا کنم آن شاهد رؤیائی را

    از نسیم سحر آموختم و شعله شمع

    رسم شوریدگی و شیوه شیدائی را

    جان چه باشد که به بازار تو آرد عاشق

    قیمت ارزان نکنی گوهر زیبائی را

    طوطیم گوئی از آن قند لب آموخت سخن

    که به دل آب کند شکر گویائی را

    دل به هجران تو عمریست شکیباست ولی

    بار پیری شکند پشت شکیبائی را

    شب به مهتاب رخت بلبل و پروانه وگل

    شمع بزم چمنند انجمن آرائی را

    صبح سرمی کشد از پشت درختان خورشید

    تا تماشا کند این بزم تماشائی را

    جمع کن لشکر توفیق که تسخیر کنی

    شهریارا قرق عزلت و تنهائی را



    همیشه اینجوری نیست که از محبت خارها گل میشوند

    گاهی از محبت خــارها ، هـــــــــار میشوند!




  9. #9
    کاربر پروپاقرص
      یاس آواتار ها  

    تاریخ عضویت
    «خرداد ۸۹»
    محل سکونت
    تهـــــــران
    کدوم فال؟
    فال حافظ
    نوشته ها
    6,349
    تشکر
    3,369
    تشکر شده
    8,975 بار در 2,222 ارسال
    Mention شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 80 تاپیک
    امتیاز این ماه
    0

    Re: دیوان اشعار استاد سید محمد حسین تبریزی ملقب به" شهـــــر

    در راه زندگی

    جوانی شمع ره کردم که جویم زندگانی را

    نجستم زندگانی را و گم کردم جوانی را

    کنون با بار پیری آرزومندم که برگردم

    به دنبال جوانی کوره راه زندگانی را

    به یاد یار دیرین کاروان گم کرده رامانم

    که شب در خواب بیند همرهان کاروانی را

    بهاری بود و ما را هم شبابی و شکر خوابی

    چه غفلت داشتیم ای گل شبیخون جوانی را

    چه بیداری تلخی بود از خواب خوش مستی

    که در کامم به زهرآلود شهد شادمانی را

    سخن با من نمی گوئی الا ای همزبان دل

    خدایا با که گویم شکوه بی همزبانی را

    نسیم زلف جانان کو که چون برگ خزان دیده

    به پای سرو خود دارم هوای جانفشانی را

    به چشم آسمانی گردشی داری بلای جان

    خدا را بر مگردان این بلای آسمانی را

    نمیری شهریار از شعر شیرین روان گفتن

    که از آب بقا جویند عمر جاودانی را



    همیشه اینجوری نیست که از محبت خارها گل میشوند

    گاهی از محبت خــارها ، هـــــــــار میشوند!




  10. #10
    کاربر پروپاقرص
      یاس آواتار ها  

    تاریخ عضویت
    «خرداد ۸۹»
    محل سکونت
    تهـــــــران
    کدوم فال؟
    فال حافظ
    نوشته ها
    6,349
    تشکر
    3,369
    تشکر شده
    8,975 بار در 2,222 ارسال
    Mention شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 80 تاپیک
    امتیاز این ماه
    0

    Re: دیوان اشعار استاد سید محمد حسین تبریزی ملقب به" شهـــــر

    حالا چرا؟


    آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا

    بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا

    نوشداروئی و بعد از مرگ سهراب آمدی

    سنگدل این زودتر می خواستی حالا چرا

    عمر ما را مهلت امروز و فردای تو نیست

    من که یک امروز مهمان توام فردا چرا

    نازنینا ما به ناز تو جوانی داده ایم

    دیگر اکنون با جوانان نازکن با ما چرا

    وه که با این عمرهای کوته بی اعتبار

    اینهمه غافل شدن از چون منی شیدا چرا

    شور فرهادم بپرسش سر به زیر افکنده بود

    ای لب شیرین جواب تلخ سربالا چرا

    ای شب هجران که یک دم در تو چشم من نخفت

    اینقدر با بخت خواب آلود من لالا چرا

    آسمان چون جمع مشتاقان پریشان می کند

    در شگفتم من نمی پاشد ز هم دنیا چرا

    در خزان هجر گل ای بلبل طبع حزین

    خامشی شرط وفاداری بود غوغا چرا

    شهریارا بی حبیب خود نمی کردی سفر

    این سفر راه قیامت میروی تنها چرا



    همیشه اینجوری نیست که از محبت خارها گل میشوند

    گاهی از محبت خــارها ، هـــــــــار میشوند!





صفحه 1 از 9 123 ... آخرینآخرین

موضوعات مشابه

  1. پاسخ: 80
    آخرين نوشته: «دوشنبه ۲۷ آبان ۹۲», ۰۲:۵۹ بعد از ظهر

کاربران تگ شده

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •