برای مشاهده چت باکس باید حداقل 30 پست داشته باشید.
لطفا فعالیت خود را در تالار افزایش دهید تا چت باکس برای شما فعال شود!
مهم مهم مهم
جایزه.......جایزه.....(ویژه کاربر فعال)

گوشواره ماه تولد شما گردنبند ماه تولد شما
صفحه 187 از 191 نخستنخست ... 87137177185186187188189 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1,861 تا 1,870 , از مجموع 1906






  1. #1861
    ناظم کل انجمن

      aylar@ آواتار ها  

    تاریخ عضویت
    «فروردین ۹۱»
    محل سکونت
    شهر تاریکی
    کدوم فال؟
    فال حافظ
    نوشته ها
    1,994
    تشکر
    15,434
    تشکر شده
    12,106 بار در 2,174 ارسال
    Mention شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 821 تاپیک
    امتیاز این ماه
    0
    کسی بی خبر آمد مرا دست خودم داد
    کسی مثل خودم غم

    کسی مثل خودم شاد
    کسی مثل پرستو ،
    دراندیشه پرواز !
    کسی بسته و آزاد
    اسیر قفسی باز
    کسی خنده ، کسی غم
    کسی شادی و ماتم
    کسی ساده ، کسی صاف
    کسی درهم و برهم !
    کسی پرزترانه
    کسی مثل خودم لال ....
    کسی سرخ ورسیده
    کسی سبز و کسی کال

    کسی مثل تو ای دوست
    مرا یک شبه رویاند
    کسی مرثیه آورد
    برای دل من خواند
    من از خواب پریدم
    شدم یک غزل زرد
    و یک شاعر غمگین
    مرا زمزمه می کرد ....!
    هنــوزم بـه یـه معجـــــزه دلخوشـــم
    گــــره هـای کـــــوره منــو بـــاز کـــن

    مـــن و نـه بـه چشــم گناهــان مــن
    بـه چشــــم خـــدایــی بـرنــداز کــن

    شبیــه تــو دستــی نـدیــدم هنــوز
    کـه دلتــــنـگیــــام ونــــوازش کنــه

    خـــدا پـــاک کـن اشکــم و حـالــم و
    نـزار گــریـه بیشتــر خــرابـش کنــه





    درخواستی شما از aylar@ ( ناظم کل انجمن)


  2. 3 کاربر مقابل از aylar@ عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    mary naz («شنبه ۰۶ خرداد ۹۱»),sakene shahre gham («شنبه ۲۸ اردیبهشت ۹۲»),مژگان* («دوشنبه ۱۱ اردیبهشت ۹۱»)

  3. #1862
    مدیر بازنشسته
      zosha آواتار ها  

    تاریخ عضویت
    «مهر ۸۹»
    محل سکونت
    X زندگیــــ اینجاستـــ X
    کدوم فال؟
    فال حافظ
    نوشته ها
    4,399
    تشکر
    1,853
    تشکر شده
    3,591 بار در 1,103 ارسال
    Mention شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 62 تاپیک
    امتیاز این ماه
    0
    نـتـرســـــــ ...

    اگـر هــم بــخــواهــــم

    از ایـــن دیـــوانـــه تـــر نـــمـــیـــشــــوم !


    گــفـــتــه بــودم ،

    بیــــــ تـــو ســـخـــت مــیــــگـــذرد بـــی انـــصـــاف ...


    حــرفـــم را پـــس مـــیــگــیــرم

    بــی تـــو انــگــار اصــلا نــمــیــگــذرد ...



    ---------- پست اضافه شده در 09:05 pm ---------- پست قبلی در 09:04 pm ----------

    هر چه بی وفایی کرد .. به دلخوشی بودنش با خود گفتم ..

    این نیز بگذرد ..!

    لعنت به من....

    که حتی یک بار با خود نگفتم ،

    او نیز بگذرد ...!

    <b><b>


    ڪارم از یڪے بود و یڪے نبـود گـُــذشـــت !



    مَـטּ در اوج قصّـہے خیـال هایـم گــُـم شُده ام !
    </b>
    </b>

  4. 6 کاربر مقابل از zosha عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    leadaa («سه شنبه ۲۶ اردیبهشت ۹۱»),mary naz («شنبه ۰۶ خرداد ۹۱»),sakene shahre gham («شنبه ۲۸ اردیبهشت ۹۲»),مژگان* («شنبه ۰۶ خرداد ۹۱»),گلا («جمعه ۰۱ شهریور ۹۲»)

  5. #1863
    کاربر فعال
      parneian آواتار ها  

    تاریخ عضویت
    «مرداد ۹۰»
    محل سکونت
    ....유+웃
    کدوم فال؟
    فال حافظ
    نوشته ها
    540
    تشکر
    3,872
    تشکر شده
    843 بار در 291 ارسال
    Mention شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 173 تاپیک
    امتیاز این ماه
    0
    چه زیبا گفتم دوستت دارم! چه صادقانه پذیرفتی!

    چه فریبنده!آغوشم برایت باز شد!چه ابلهانه!

    با تو خوش بودم!چه کودکانه!همه چیزم شدی!

    چه زود!بخاطر یک کلمه مرا ترک کردی!

    چه ناجوانمردانه!نیازمندت شدم!

    چه حقیرانه!واژه غریب خداحافظی به من آمد!

    چه بیرحمانه من

    سوختم
    ویرایش توسط parneian : «شنبه ۰۶ خرداد ۹۱» در ساعت ۰۱:۵۱ قبل از ظهر

    همه چیز آرام است...

    دل من استثناست!!


  6. 5 کاربر مقابل از parneian عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    mary naz («شنبه ۰۶ خرداد ۹۱»),sakene shahre gham («شنبه ۲۸ اردیبهشت ۹۲»),soltan ghalbha («شنبه ۰۶ خرداد ۹۱»),مژگان* («شنبه ۰۶ خرداد ۹۱»),گلا («جمعه ۰۱ شهریور ۹۲»)

  7. #1864
    کاربر ویژه
      mary naz آواتار ها  

    تاریخ عضویت
    «فروردین ۹۱»
    محل سکونت
    دیگه مدتهاست که خارج از پرشین فال
    کدوم فال؟
    فال تاروت
    نوشته ها
    2,166
    تشکر
    18,041
    تشکر شده
    8,642 بار در 2,421 ارسال
    Mention شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 160 تاپیک
    امتیاز این ماه
    0
    تو رفته ای و این یک اتفاق ساده نیست....
    ناچارباید این قصه تلخ راباورکنیم
    یاس http://www.forum.persianfal.com/imag...azneshaste.png


    بعضی آدما رو نباید بالا برد...باید بالا آآآآورد!

  8. 3 کاربر مقابل از mary naz عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    sakene shahre gham («شنبه ۲۸ اردیبهشت ۹۲»),مژگان* («یکشنبه ۰۷ خرداد ۹۱»),نلین («چهارشنبه ۱۰ خرداد ۹۱»)

  9. #1865
    کاربر ویژه
      mary naz آواتار ها  

    تاریخ عضویت
    «فروردین ۹۱»
    محل سکونت
    دیگه مدتهاست که خارج از پرشین فال
    کدوم فال؟
    فال تاروت
    نوشته ها
    2,166
    تشکر
    18,041
    تشکر شده
    8,642 بار در 2,421 ارسال
    Mention شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 160 تاپیک
    امتیاز این ماه
    0

    نجیب رویائی

    قسم به چشمان پاکت ای نجیب رویائی
    به فکر یک کوچم به شهر تنهائی
    که من کسی نمی بینم در این دنیا صداکند مرا به لحن دریایی
    صداکن مرا صدای توخوب است ...عجب عجیب است این سخن که دوباره می آیی
    همیشه مانده ام منتظر به حرمت چشمانت
    قرارما آنجا کنار رسوایی
    یاس http://www.forum.persianfal.com/imag...azneshaste.png


    بعضی آدما رو نباید بالا برد...باید بالا آآآآورد!

  10. 6 کاربر مقابل از mary naz عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    aylar@ («شنبه ۰۶ خرداد ۹۱»),parneian («شنبه ۰۶ خرداد ۹۱»),Saeid Adib («شنبه ۰۶ خرداد ۹۱»),sakene shahre gham («شنبه ۲۸ اردیبهشت ۹۲»),مژگان* («یکشنبه ۰۷ خرداد ۹۱»),نلین («شنبه ۰۶ خرداد ۹۱»)

  11. #1866
    کاربر فعال
      ب سیاوش آواتار ها  

    تاریخ عضویت
    «دی ۹۰»
    محل سکونت
    بوکان
    نوشته ها
    754
    تشکر
    995
    تشکر شده
    2,221 بار در 632 ارسال
    Mention شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 4 تاپیک
    امتیاز این ماه
    0

    عاشقی جرم قشنگی ست

    اي نگاهت نخي از مخمل و از ابريشم
    چند وقت است که هر شب به تو مي انديشم



    به تو آري ، به تو يعني به همان منظر دور
    به همان سبز صميمي ، به همبن باغ بلور


    به همان سايه ، همان وهم ، همان تصويري
    که سراغش ز غزلهاي خودم مي گيري


    به همان زل زدن از فاصله دور به هم
    يعني آن شيوه فهماندن منظور به هم


    به تبسم ، به تکلم ، به دلارايي تو
    به خموشي ، به تماشا ، به شکيبايي تو


    به نفس هاي تو در سايه سنگين سکوت
    به سخنهاي تو با لهجه شيرين سکوت


    شبحی چند شب است آفت جانم شده است
    اول اسم کسی ورد زبانم شده است


    در من انگار کسی در پی انکار من است
    یک نفر مثل خودم ، عاشق دیدار من است


    یک نفر ساده ، چنان ساده که از سادگی اش
    می شود یک شبه پی برد به دلدادگی اش


    آه ای خواب گران سنگ سبکبار شده
    بر سر روح من افتاده و آوار شده


    در من انگار کسی در پی انکار من است
    یک نفر مثل خودم ، تشنه دیدار من است


    یک نفر سبز ، چنان سبز که از سرسبزیش
    می توان پل زد از احساس خدا تا دل خویش


    رعشه ای چند شب است آفت جانم شده است
    اول اسم کسی ورد زبانم شده است


    آی بی رنگ تر از آینه یک لحظه بایست
    راستی این شبح هر شبه تصویر تو نیست؟


    اگر این حادثه هر شبه تصویر تو نیست
    پس چرا رنگ تو و آینه اینقدر یکیست؟


    حتم دارم که تویی آن شبح آینه پوش
    عاشقی جرم قشنگی ست به انکار مکوش


    آری آن سایه که شب آفت جانم شده بود
    آن الفبا که همه ورد زبانم شده بود


    اینک از پشت دل آینه پیدا شده است
    و تماشاگه این خیل تماشا شده است


    آن الفبای دبستانی دلخواه تویی
    عشق من آن شبح شاد شبانگاه تویی


    ---------- پست اضافه شده در ۰۸:۳۹ قبل از ظهر ---------- پست قبلی در ۰۸:۳۵ قبل از ظهر ----------

    تنها
    منم٬ روی زمین ٬تنهاترین خاک خدا
    همه تنم ٬در حسرت یه جای پا
    جزیره ام ٬جزیره ای که همیشه تو غربتم
    تنها نذار٬ای رهگذر٬من تشنه محبتم
    تو ندیدی٬چه غریبه جزیره٬یه خاکه توی آب اسیره
    همیشه٬تو هراس مرگه٬که روزی زیر آب بمیره



    ---------- پست اضافه شده در ۰۸:۴۰ قبل از ظهر ---------- پست قبلی در ۰۸:۳۹ قبل از ظهر ----------

    بی قرار
    ترک آزارم نکردی؟ترک آزارت کنم
    آتش اندازم به جانت بس که آزارت کنم

    قلب بیمار مرا بازیچه می پنداشتی؟!
    آنقدر قلبت بیازارم ، که بیمارت کنم

    من گلی بودم در این گلشن، تو خوارم کرده ای
    همچو خاری، در میان گلرخان خوارت کنم

    همچنان دیوانگان در کوی و بازارت کشم
    کهنه کالایت بخوانم، بی خریدارت کنم

    بعد از این لاف صفا و مهر با مردم مزن
    خلق را آگاه از طبع ریا کارت کنم

    ای سبکسر، دوست میداری سبکسرتر زخویش
    با خبر شهری از آن گفتار و کردارت کنم

    هر کجا گویم که هستی، وین زبان بازی زچیست
    تا ابد در بند تنهایی گرفتارت کنم







    ---------- پست اضافه شده در ۰۹:۴۷ قبل از ظهر ---------- پست قبلی در ۰۸:۴۲ قبل از ظهر ----------

    من از قصه زندگی ام نمی ترسم

    من از قصه زندگی ام نمی ترسم
    من از بی تو بودن به یاد تو زیستن و تنها از خاطرات گذشته
    تغذیه کردن می ترسم.
    ای بهار زندگی ام
    اکنون که قلبم مالا مال از غم زندگیست
    اکنون که باهایم توان راه رفتن ندارد
    برگرد
    باز هم به من ببخش احساس دوست داشتن جاودانه را
    باز هم آغوش گرمت را به سویم بگشا
    باز هم شانه هایت را مرحمی برایم قرار بده.
    بگزار در آغوشت آرامش را به دست آورم
    بدان که قلب من هم شکسته
    بدان که روحم از همه دردها خسته شده.
    این را بدان که با آمدنت غم برای همیشه من را ترک خواهد کرد.
    بس برگرد که من به امید دیدار تو زنده ام


    من از بی تو بودن به یاد تو زیستن و تنها از خاطرات گذشته
    تغذیه کردن می ترسم.
    ای بهار زندگی ام
    اکنون که قلبم مالا مال از غم زندگیست
    اکنون که باهایم توان راه رفتن ندارد
    برگرد
    باز هم به من ببخش احساس دوست داشتن جاودانه را
    باز هم آغوش گرمت را به سویم بگشا
    باز هم شانه هایت را مرحمی برایم قرار بده.
    بگزار در آغوشت آرامش را به دست آورم
    بدان که قلب من هم شکسته
    بدان که روحم از همه دردها خسته شده.
    این را بدان که با آمدنت غم برای همیشه من را ترک خواهد کرد.
    بس برگرد که من به امید دیدار تو زنده ام


    ویرایش توسط ب سیاوش : «یکشنبه ۰۷ خرداد ۹۱» در ساعت ۰۱:۱۴ بعد از ظهر

  12. 7 کاربر مقابل از ب سیاوش عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    Melody («یکشنبه ۰۷ خرداد ۹۱»),Saeid Adib («یکشنبه ۰۷ خرداد ۹۱»),sakene shahre gham («شنبه ۲۸ اردیبهشت ۹۲»),مژگان* («یکشنبه ۰۷ خرداد ۹۱»),نلین («چهارشنبه ۱۰ خرداد ۹۱»),یاس («دوشنبه ۰۸ خرداد ۹۱»),سوریا («یکشنبه ۰۷ خرداد ۹۱»)

  13. #1867
    مدیر بازنشسته
      هادي آواتار ها  

    تاریخ عضویت
    «آبان ۸۹»
    محل سکونت
    طهران
    کدوم فال؟
    فال حافظ
    نوشته ها
    6,071
    تشکر
    1,093
    تشکر شده
    2,114 بار در 1,296 ارسال
    Mention شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 254 تاپیک
    امتیاز این ماه
    0

    بی تو ای روشنگر شبهای من....



    بی تو، ای روشنگر شب های من!

    بوسه می زد ناله بر لب های من
    در دلم از وحشت بیگانگی
    خنده می زد لاله ی دیوانگی
    دیده ام چون نرگس غم می شکفت
    وندرو برقی ز شبنم می شکفت
    در بلور اشک من یاد تو بود
    در سکوت سینه فریاد تو بود
    مخمل سرخ شفق رنگ تو داشت
    پرده های ساز، آهنگ تو داشت
    موج خیز سبزه دامان تو بود
    خفتنم آنجا به فرمان تو بود
    هر کجا بر تخته سنگی آبشار
    می شکست و پیکرش می شد غبار؛
    در غبارش باغ رؤیا می شکفت
    وز گلش رنگ تمنا می شکفت
    از تو دوری کردنم بیهوده بود
    بی تویی جان مرا فرسوده بود
    بی تو بودم لیک کنون باتوأم
    خود نمی دانم که این من یا توأم
    چون نسیمی بگذر از پیراهنم
    تا درآمیزی چو گرمی با تنم
    بی تو غمگینم، دمی بی من مباش
    جان شیرینم! جدا از تن مباش
    بی تو آرامم به جز آزار نیست
    بی تو بالینم به غیر از خار نیست
    تا دلم بازیچه ی ایام شد
    باده ی عشق ترا چون جام شد
    گر توانی جامه ام ساز و بپوش
    گر توانی باده ام ساز و بنوش
    نه، که ما را رخصت دیدار نیست
    ور بود، دانی که جز پندار نیست
    تو نسیم سرزمین دیگری
    بر کویر جان من کی بگذری؟
    من شب ِ پایان پذیر هستی ام
    لحظه یی دیگر نپاید مستی ام
    تو فروغ آفتاب روشنی
    من چو می میرم تو سر بر می زنی
    من خزان ِ در بهار افتاده ام
    آفت ِ در کشتزار افتاده ام
    لاله ها از جور من بر باد رفت
    هر چه رفت از من همه بیداد رفت
    آفتاب گرم عمرم سرد شد
    خوشه های آرزویم زرد شد
    چهره ام دارد صفای نوبهار
    در دلم اندوه پاییز استوار
    گرد اندوهم، مشو خواهان مرا
    از سر دامان خود بفشان مرا
    شعله ی رنجم ز من دامن بکش
    بند دردم پای خود از من بکش

































    تو تك نگين هفت آسماني
    من غربت نشين صحراي دلي
    در خواب پی من گشته یار
    در هوشیاری من گشته ام پی یار




  14. 4 کاربر مقابل از هادي عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    hamisheh bahar («جمعه ۰۲ تیر ۹۱»),parneian («چهارشنبه ۲۵ مرداد ۹۱»),Saeid Adib («جمعه ۰۲ تیر ۹۱»),sakene shahre gham («شنبه ۲۸ اردیبهشت ۹۲»)

  15. #1868
    مدیر بازنشسته
      Melody آواتار ها  

    تاریخ عضویت
    «اسفند ۸۹»
    محل سکونت
    پاییز .. :)
    کدوم فال؟
    فال حافظ
    نوشته ها
    5,588
    تشکر
    8,093
    تشکر شده
    9,839 بار در 2,866 ارسال
    Mention شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 524 تاپیک
    امتیاز این ماه
    0

    آرام، گفتــــــم دوستت دارم

    برای کسی که آنقدر دوستش دارم که نمی*توانم دست به نوشتن ببرم، آنقدر دوستش دارم، که می*ترسم نتوانم باز دست به نوشتن بردارم، و با گفتار کودکانه*ام، که در برابر بزرگی*اش کم می*آورم، موجب رنجشش شوم، ولی خوب می*دانم، چه خوب می*داند، که چه خوب دوستش دارم، کماکان که پرنده*ام می*داند و می*داند ......


    بهتر آن دیدم که به ذهن کودکانه خود بروم و بقیه را به چشمانم بسپارم، آری، حرف*های زیادی برای گفتن دارم، تو خود از چشمانم بخوان ...

    چشمانی پر از اشک، و گلویی پر از بغض، شاید فرشته*ای روزی این بغض نگاهم، اشک چشمانم را، روزی ببیند و کماکان نگویم کسی بغض نگاهم را، اشک چشمانم را، نه دید نه فهمید ! بهتر است بس کنم، می*خواهم بگویم دوستت دارم


    نه، همین اول اشتباه نرو، بخون، عجله نکن! با تو نیستم، کسی که می*خواند این نامه را، خود خوب می*داند با که هستم، و فرشته*ای مهربان، پرنده*ام را می*گویم، که هرشب به خوابم می*اید، و روزها نیز در کنار من، و مرا یاری می*کند تا این دست*خط را برای مهربانی که دوستش دارم بنویسم، مهربانی که همه دوستش دارند، من بیشتر!


    فرشته*ای که پا به این دنیا گذاشت، و الان، تنها 20 سال، کمی*بیشتر یا کمتر دارد، شاید 2سال اینطرف و آن*طر*ف*تر، بحث پانزده*سال پیش است، پانزده*سالی که با مرگ مروارید*ها سپری شد، اشک*های زیبایش را می*گویم، اشک*های که با دستان مهربانی دیگر، پاک می*شوند و بوسه*ای مهربانانه بر گونه*های زیبایش می*کارد، تا بگوید، دوستت دارم، چشمانت با اشک نیز می*درخشد، می*تابد ...

    مرد رویاهایش بود، چه زیبا دوستش داشت و دارد، چه زیبا که خود نیز از وصفش دست به دامان چشمانش برد و حرف همیشگی، می*توانی از چشمانم بخوان .... مردی که سرشار از بزرگی بود، و این مهربان من، عشق می*ورزید، ولی باید پرواز می*کرد، پرواز و پرواز، کمرش دگر طاقت نداشت، بال*هایش هویدا بود، خوب* می*دانست مهربان من می*بیند بال*ها را، ولی باید پرواز می*کرد، چون فرشته*ها پرواز می*کنند، و کسی طاقت جرات دیدن بال را نداشت جز تو، و پرواز کرد، هنوز طعم بوسه*هایش را بر گونه*هایت حس می*کنی، و دستی مهربان، گونه*ات را نوازش می*کرد، تو نیز در انتظار بالی تا پرواز کنی، نه، اجازه نمی*دهم، این حق از آن من*است، بال*هایت از برای خانه*ای نرم و زیبا، برای فرشته*های کوچولو ....

    پرواز کرد، و تو به خوابی عمیق فرو رفتی، چون تو در این دنیای فریفته، فرشته* مانده بودی، و تو به خواب رفتی و این مدت را با هم، دست در دست هم گذراندید، خوب می*دانست باید تورا انتخاب می*کرد و کرد، و تو به آرامشی چند ....، باید بیدار می*شدی، شخصی در انتظار توست، روزگاری برای رنجاندنت و نشاندن اشک در گوشه*ی چشم*های زیبایت، و کسی که آن را پاک کند، می*بوسم چشم*های مهربانت را که مهربانانه دوستم دارم و دوستم داری ... و فرشته*ای که در مقابل مهربانی*هایش خود را گم می*کنی و توان پاسخ دادن نداری، فقط چشمانت را می*سپاری و او خوب می*خواند، خواننده*ای ماهر، چون تورا دوست دارد، و عاشقانه برایت بال می*زند

    جاوید پرواز کرد، و چه پرواز کردنی، به جرم اسمش پرواز کرد، به جرم جاوید بودنش، من نیز بزودی پرواز می*کنم، باید جاوید بمانم، و این جاوید پرواز کرد ... گفته بودم روزگار غم را، اشک را به تو هدیه می*دهد، اما خدایی مهربان فرشته*اش را تنها نمی*گذارد، خدایی که از آن توست، و آن مهربان، همانی که قبل نیز به آن اشاره کردم، دستانت را گرفت، محو زیبایی*هایت نشد، محو فرشته بودنت نشد، عاشقت شد، و عاشقانه دوستت می*دارد، لوحی سفید که تو شروع به نوشتن می*کنی، و تورا بوسید ... در آغوشش آرام بگیر، جایی ...... .......... ........ . سکوت می*کنم، اینبار تنها خدا فهمید چه گفتم!!!


    و در این آغوش، هر شب فرشته*ای را که پرواز کرد می*بینی، و او روزها نیز در کنارت است، چشمانت را باز کن، می*دانی، می*دانی با هر قطره اشک، با هر ثانیه غم و ناراحتی تو، دل چند*ها فرشته را خون می*کنی؟ من نیز غمگین ...

    پس کو آن خنده*هایت ؟ کو آن شوق زیبایت ؟ تو به آن فرشته قول خندیدن دادی، یادت نیست ؟ پس بخند تا فرشته*ها نیز بخندند
    و روز*ها می*گذرند، سال*ها می*گذرد، و الان، فرشته*های کوچولو، و باز نگران، نمی*دانم چه بگویم، حس مادریت است، و با بال گرفتن* فرشته*هایت بر نگرانی و اضطراب تو افزون تر، و لبخندی مهربانانه، از سوی فرشته*ی مهربانت، چه زیبا بوسید تورا، همان حس شرم، همان حس دوست داشتن، هنوز می*لرزد، سرخ می*شود وقتی می*گوید دوستت دارم، و تورا آرام در آغوش می*گیرد و بوسه*ای بر پیشانی مالامال از درد، رنج، غم و اضطراب و ...، و این است عشقی که می*ماند، و تو خوشحال، که در کنارت، فرشته*ای مهربان، برای شادی و خوشبختی و ... مهربان من، شب*ها را با بیداری صبح می*کند، و روزها را در دام مرگ به شب می*رساند تا شب نیز، آرام و با شرم و عشق و دوست داشتن، بگوید دوستت دارم، خوب می*داند در خانه چه نگاهی به در داری که باید باز شود، و مشتاقانه به چشمانش نگاهی بیندازی و اشک شوق بریزی، و او خود از چشمان تو خوب می*داند، و خوب می*خواند


    و من اینجا، دستان مهربانت را بر روی گونه*هایم حس می*کنم، و برای مهربانی*های روزگار، دعایتان می*کنم، و می*دانم، خوب می*دانم، روز به روز، وقتی می*گوید دوستت دارم، باز سرخ می*شود، و این عشق است که می*ماند، عشقی که جاوید ماند و می*ماند


    بخند، به چشمانم بنگر، چون نتوانستم بنویسم آنچه را باید می*نوشتم، اشک*هایم را ببین، هریک برای شادی تو



    من، جاوید، پرواز خواهم کرد، مجالی نیست، ولی جاوید می*مانم، همراه با پرنده*ام ...



    من حرف*های زیادی برای گفتن دارم، تو خود از چشمانم بخوان، خوب می*دانی چه می*گویم





    ........

  16. 6 کاربر مقابل از Melody عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    dokhtare.paiez («شنبه ۳۱ تیر ۹۱»),hamisheh bahar («شنبه ۳۱ تیر ۹۱»),sakene shahre gham («شنبه ۲۸ اردیبهشت ۹۲»),sunrise («پنجشنبه ۰۵ مرداد ۹۱»),مژگان* («شنبه ۳۱ تیر ۹۱»),هادي («پنجشنبه ۰۵ مرداد ۹۱»)

  17. #1869
    مدیر بازنشسته
      Melody آواتار ها  

    تاریخ عضویت
    «اسفند ۸۹»
    محل سکونت
    پاییز .. :)
    کدوم فال؟
    فال حافظ
    نوشته ها
    5,588
    تشکر
    8,093
    تشکر شده
    9,839 بار در 2,866 ارسال
    Mention شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 524 تاپیک
    امتیاز این ماه
    0
    دوستتدارم*ها را نگه می*داری برای روز مبادا،

    دلم تنگ شده*ها را، عاشقتم*ها را …

    این* جمله*ها را که ارزشمندند الکی خرج کسی نمی*کنی!

    باید آدمش پیدا شود!

    باید همان لحظه از خودت مطمئن باشی و باید بدانی که فردا،

    از امروز گفتنش پشیمان نخواهی شد!



    بعد می*بینی آدم*ها با تو فاصله می*گیرند

    متهمت می*کنند به هیزی …

    به مخ*زدن ... به اعتماد آدم*ها!

    سواستفاده کردن به پیری و معرکه*گیری …

    اما بگذار به سن تو برسند!

    بگذار صندوقچه*شان لبریز شود آن**وقت حال امروز تو را

    می*فهمند


    بدون این*که تو را به یاد بیاورند

    غریب است دوست داشتن ...

    و عجیب تر از آن است دوست داشته شدن !






    ........

  18. 4 کاربر مقابل از Melody عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    sakene shahre gham («شنبه ۲۸ اردیبهشت ۹۲»),sunrise («پنجشنبه ۰۵ مرداد ۹۱»),هادي («پنجشنبه ۰۵ مرداد ۹۱»),گلا («جمعه ۰۱ شهریور ۹۲»)

  19. #1870
    مدیر بازنشسته
      هادي آواتار ها  

    تاریخ عضویت
    «آبان ۸۹»
    محل سکونت
    طهران
    کدوم فال؟
    فال حافظ
    نوشته ها
    6,071
    تشکر
    1,093
    تشکر شده
    2,114 بار در 1,296 ارسال
    Mention شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 254 تاپیک
    امتیاز این ماه
    0
    میزان فاصله ی قلب آدم ها و تن صدا

    استادى از شاگردانش پرسید: چرا ما وقتى عصبانى هستیم داد می*زنیم؟ چرا مردم هنگامى که خشمگین هستند صدایشان را بلند می*کنند و سر هم داد می*کشند؟ شاگردان فکرى کردند و یکى از آن*ها گفت: چون در آن لحظه، آرامش و خونسردیمان را از دست می*دهیم . استاد پرسید: این که آرامشمان را از دست می*دهیم درست است امّا چرا با وجودى که طرف مقابل کنارمان قرار دارد داد می*زنیم؟ آیا نمی*توان با صداى ملایم صحبت کرد؟ چرا هنگامى که خشمگین هستیم داد می*زنیم؟ شاگردان هر کدام جواب*هایى دادند امّا پاسخ*هاى هیچکدام استاد را راضى نکرد. سرانجام او چنین توضیح داد: هنگامى که دو نفر از دست یکدیگر عصبانى هستند، قلب*هایشان از یکدیگر فاصله می*گیرد. آن*ها براى این که فاصله را جبران کنند مجبورند که داد بزنند. هر چه میزان عصبانیت و خشم بیشتر باشد، این فاصله بیشتر است و آن*ها باید صدایشان را بلندتر کنند. سپس استاد پرسید: هنگامى که دو نفر عاشق همدیگر باشند چه اتفاقى می*افتد؟ آن*ها سر هم داد نمی*زنند بلکه خیلى به آرامى با هم صحبت می*کنند. چرا؟ چون قلب*هایشان خیلى به هم نزدیک است. فاصله قلب*هاشان بسیار کم است. استاد ادامه داد: هنگامى که عشقشان به یکدیگر بیشتر شد، چه اتفاقى می*افتد؟ آن*ها حتى حرف معمولى هم با هم نمی*زنند و فقط در گوش هم نجوا می*کنند و عشقشان باز هم به یکدیگر بیشتر می*شود. سرانجام، حتى از نجوا کردن هم بی*نیاز می*شوند و فقط به یکدیگر نگاه می*کنند. این هنگامى است که دیگر هیچ فاصله*اى بین قلب*هاى آن*ها باقى نمانده باش
    این همان عشق خدا به انسان و انسان به خداست است که خدا حرف نمی زند اما همیشه صدایش را در همه وجودت می توانی حس کنی اینجا بین انسان و خدا هیچ فاصله ای نیست می توانی در اوج همه شلوغی ها بدون اینکه لب به سخن باز کنی با او حرف بزنی.


    ---------- پست اضافه شده در ۰۵:۰۱ بعد از ظهر ---------- پست قبلی در ۰۵:۰۰ بعد از ظهر ----------

    دووووووووووووووووستش داااااااااااااااااااااااا اااااااااااااارم............
    تو تك نگين هفت آسماني
    من غربت نشين صحراي دلي
    در خواب پی من گشته یار
    در هوشیاری من گشته ام پی یار




  20. 9 کاربر مقابل از هادي عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    ELMARiACHi («جمعه ۰۶ مرداد ۹۱»),hamisheh bahar («یکشنبه ۱۵ مرداد ۹۱»),leila («جمعه ۰۶ مرداد ۹۱»),mary naz («یکشنبه ۱۵ مرداد ۹۱»),parneian («چهارشنبه ۲۵ مرداد ۹۱»),sakene shahre gham («شنبه ۲۸ اردیبهشت ۹۲»),نلین («یکشنبه ۱۵ مرداد ۹۱»),WORDLESS («چهارشنبه ۲۵ مرداد ۹۱»),zosha («چهارشنبه ۲۵ مرداد ۹۱»)


موضوعات مشابه

  1. شعر و دل نوشته های عاشقانه
    توسط elnaz در انجمن عاطفه ها
    پاسخ: 1905
    آخرين نوشته: «دوشنبه ۱۱ آذر ۹۲», ۱۱:۴۸ بعد از ظهر
  2. شعر و دل نوشته های عاشقانه
    توسط elnaz در انجمن عاشق ها
    پاسخ: 1898
    آخرين نوشته: «سه شنبه ۳۱ اردیبهشت ۹۲», ۱۱:۵۷ قبل از ظهر

کاربران تگ شده

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •